Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژانویه 2008

گیج

           زهر این لحظه گیج ، می شود جای سر انگشت کثیف کودکی بر دیوار….

گوش کن .. دورترین مرغ جهان می خواند…..  بارشی در راه است..

Advertisements

Read Full Post »

از سر صبح تا الان که بوق شغال هاست ، پشت سیستم سماق می کیدم وکار کر دم… پشتم تیر می کشه .. نمی دونم از فشار پاچه گیری دیروزه … یا کار زیا د امروز. خلاصه ، فک زدم که بگم زندم نگران نباشید … !

Read Full Post »

            امروز از اون روزها بود….یعنی از همون دیشب ، همه چی عالی ..، هوا ، سرما، راه ها ، اخلاق ان مرغی  آدم ها…  ! هنوز هم احساس می کنم دندان هام کنده…   مراقب پاچه هایتان باشید…هاپ هاپ

Read Full Post »

حال با حال

                     جیگر دیدی؟؟! جیگر پا دار چی، اونم دیدی؟؟!

روزگار غریبی ست نازنین…..

Read Full Post »

ماهی ..تابه!

مثل چایی داغه ….دایی چاقه ، ماهی هم تفلکی تابه ..!

Read Full Post »

  1. امروز آمدم… یعنی تازه واردم… بله به جمع شما که بله.. اما چند سال پیش همچین روزی ، دمرم کردن و زدن به ماتحتم و وادارم کردن نفس کشیدن رو یاد بگیرم… نمی دونم از خوشحالی بود یا درد ، که با یه جیغ بنفش اولین نفسو کشیدم. همه یه نفس راهت کشیدن……………….. تولدم مبارک.

Read Full Post »

Hello world!

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: