Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for فوریه 2008

دلم تنگ می شه …

واسه خونه … واسه اتاقم … واسه کامپیوترم … واسه وردپرس.. واسه همتون … فکر نکنید دارم میرم سفر خارجه .. نه بابا دارم میرم اونطرف کرج، برقون ( نمی دونم دیکته اش درسته یا نه ) .. اما دسترسی به هیچ نوع از تکنلرجی ندارم.
.فراموشم نکنید .. تا آخر هفته بر می گردم . اگه شد این وسطا جیم میزنم و یه سر میام وردپرس… ….. .. …

Read Full Post »

همه چيز در تغيير و تکاپويي پوچ است .. آنچنان پوچ که خود از آن ناآگاهيم. آنچه گرانبها تر است ما آدم هاييم . گرماي دست ها..تپش قلب ها..حضورمان…وجودمان.. بينهايت ارزشمند است… هر گاه خبر تولد کودکي را مي شنوم.؛انگار کسي دوباره آن را يادآور ميشود
و آن دوباره زندگي ست…. سادگي ست … اوج است..اوج انساني ما آدم ها……
بوچللي گوش مي دادم .. بعد از ماه ها؛ …چقدر متفاوت مي خواند؛ آه ه ه ه ه..؛سرشار از آرزوهاي خوبم کرد براي .. اگر فکر نمي کني اغراق است براي همه آدم ها….

Read Full Post »

بی مقدمه

بگی نگی دوست دارم برم سر خط…
با نقطه ، اگر هم راه نداشت عیب نداره … بی نقطه.

Read Full Post »

مال خودم نیست..

یه پرنده تو نگاهش

حرفای نگفته داره

توی چشمای قشنگش

می بینم عشق و دوباره

ای پرنده مهاجر

می دونم خیلی غریبی

پر عشقی پر دردی

مثل دریاها عجیبی

می دونم که آرزوته

تا بری به آسمون ها

اما میتونی با اشکات

برسی به کهکشون ها

اگه این اشکا نباشه

زندگیم جون نمی گیره

چی می شه باشی کنارم

تا دلم هرگز نمیره

Read Full Post »

اصل مطلب

آگاه باشید که عشق حتی پرشورترین ایده آلیسم ،اهمیت شدید و اساسی ظاهر بدن را نادیده نمی گیرد..!

Read Full Post »

عشق -اصالت- ریشه

وقتی داشت در می اومد، التماس می کرد می گفت دوست دارم به خدا ، نامرد منو نگه دار…

منم که اصالتن نامرد … کو گوش شنوا..؟؟!! کلا اهل ریشه  نبود. یعنی اولا بود  امابعدا .. چی بگم.. به زور در اومد ،

منم از بی ریشه ها اصلا خوشم نمیاد.. چی کار کنم ، زوره مگه؟به قول قدیمیا بیخ برش کردم.

اما

حالا جاش خالیه…جای خالیشو حس می کنم . یه مسکن خوردم ، فایده نداشت … سرم درد می کنه.قیافه نابهنجارش بعد از دراومدن، جلوی چشممه.. گفتم یه پست بنویسم بلکه فراموشش کنم… اما نمیشه.

……………………………………………………….. من دندونمو می خوام!

( به مناسبت گندکاری یه دکتر نابلد در سال های دور ،امشب مجبور شدم دندونمو بکشم..)

Read Full Post »

عبور

باران که می زند

برگ های خشک ، نفسی به آسودگی می کشند ….

از خش خش خشک عابران. 

 

Read Full Post »

Older Posts »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: