Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for نوامبر 2008

بدون عنوان.

بدون عنوان.

.زن دگی

Read Full Post »

خیلی چیزها برای نمایش دارم …

نمی دانم ..

از هیچ سفری برای وقفه ای میان دو سفر  این همه نیاوردم . شاید بوی جدایی مرا وادار به یادآوری و تداعی توکا با تصاویر می کند .. خودخواهی جزوی از ما آدم هاست و مانا ماندن حسی زیبا ..

.

بشنوید .. بشنوید

.


لبخند سرخ.

ساده بود و صمیمی .. مثل شعری تازه / نه با دلی پر حرص و تمنا ؛ که با لبخندِ سرخِ شیرینش ما را وادار به همراهی کرد  از بین آن همه دوره گری که مزاحم صرف ناهار در آن هوای مطبوع بودند  و  عروسک های یک یورویی را چنان به تو نشان می داد که گویی گنجی پیداکردی..

و دست هایش ، گواه بود..

2.

و بعد..

کوفتت می شود غذایی را که با لذت خوردی و ابهت کودکانه اش این اجازه را به تو نمی دهد که حالیش کنی چیزی می خورد یا نه …

3


.

(همه عکس های این چند پست اخیر کار خود توکاست .. بی هیچ دخل و تصرف فتوشاپی . فکر کردم انگشت کردن در سوغاتی بقیه درست نباشد  .. در ضمن دوربینم هم از این دوربینهای دیجیتالی خانگی ست..   )

Read Full Post »

… ..

….                                                                           listen

1.

2.

3.

4.

.

.4

.

6.

.

listen

Read Full Post »

زندگی با همه بوهایش به تو سلام می کند .. وقتی

چشمان خسته ات را باز کنی ،

بوی گل های مریم تو را مست می کند

زندگی اما

همان رنگ و بو را دارد

با همان نامردی ها / … دروغ ها

اما زیباست …

… پس چشمانت را باز کن.

و شراب بنوش…

برای فراموشی تمام حقیقتی که گفته نشد/نشنیدی !

و بوی پونه های وحشی/ ..علف و گوسفندان ..

.. بوی چخماق های به هم خورده / بوی پشم سوخته / بوی جهنم

. . .

و

بوی وحشی س ک س ..

تو را سر پا می کند

برای کشف تصویرِ سیاه دیگری .. بارها و بارها ..

برای اثبات بودن

برای زندگی.


�س بودن.

.

زیباست .. گوش کنید


Read Full Post »

پرواز نخست :

رفتن/توکا/2

img_0068..4.

.

صبحی آفتابی بعد از دو روز بارش.. وپیرمردانِ خاموشِ ماهیگیر .. کوچک و زنده ، نگاهم می کردند ماهی ها ،من و دوربینم را .. با آن نگاه های خیره شان ….

ماهیگیران پیر

ماهیگیران پیر/2

ماهیگیران پیر/3

ماهیگیران پیر/4

ماهیگیران پیر/5

– ادامه دارد ….

– و پست های پارازیت از جنس من هم ایضا .

Read Full Post »


التوکا ، توکاهه .. الانم توکاپلیس شاید .. گذری / نظری/ ودوباره همان که بودیم .. باکیفی می رویم و باکوله باری میاییم ..خاطره ای ، عکسی و لحظه هایی که مکث می کنند و میروند ..

دوستی گفت دوان بودن عقربه ها ؛ لبی ، گپی و گفتی .. اگر آن موقع به خواب رود عقربک تپل ، شاید تا دیدار بعدی نباشد /نشود ../نرسد .. این روزها فکر کردن به لحظه های نیامده زیادی پَرت ست ..

مثل کسی که ماندن بعد از جراحی را نیمه خالی می پندارد .. گاهی یک جرعه هم برای رفع تشنگی کافیست .. «طعم خیس زندگی !»

توکا بودم و هستم …

-سوغات سفر شاید عکس های معمولی باشد که همه می گیرند ، تا چه پیش آید .

.

.سفر

.

پی نوشت : دوستان بی زحمت جلوجلو نروید .. خودم میام همه چیز رو می گم .. از هرگونه گوشه کنایه بپرهیزید … فی الواقع کمال امتنان را از مزید شمااساسا آرزومندم ، از آوردن اطفال خودداری نمایید …… دی دونقطه.



Read Full Post »


و تقویم پنجشنبه ها پراز شبی ست که به رسم سنت ، حلال ترین شب هفته است .. برای تنبل ها ، که از درس و مشق غافل بودند   .


جمعه ها پر از سکوت..  جیک جیک گنجشکان .. کارهای عقب مانده و خواب نیم روز .. عصرهای کش دار و چای و قلیان .


و شنبه ها ، نشئه ست . خواب آلود و خلوت .. شروع قول های روزمره برای آدم های تنبل .. شروع روزمرگی .

بقیه روزها تیر خلاص اند  اما ..


-روزهای تقویم چه کند می گذرند و روزهای من چه تند ..

.

.هفته شمار.

– (دیگری) خوابیده بودم زیرپوست کرگدنی / نقش پرنده ای معصوم ../ از قناری

می خواندم ./ لازم نیست بعداز آنکه سرم را تکان دادم / بلند شوی و هی بگردی دنبال

نقش و معنا ، ……………………برای سوسمار شدن / یک پوست کافیست ..

Read Full Post »

Older Posts »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: