Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئیه 2009

دلم تنگ شد برای روزهای رفته .. دوستان ندیده . اینجا شروعی بود .

 وقتی وردپرس تورا  ادمین نمی شناسد، دردی ست مضاعف . مثل صاحب خانه ای که سالها نباشد و بیاید ونفس بکشد در هوای کوچه ای که خانه اش در آن ست. دست به جیب ببرد و کلید در قفل بیاندازد و بچرخاند …

  ببیند کلید در قفل نمی چرخد  و نمی تواند وارد خانه اش شود..

مکثی می کند /مکثی می کنم .

شاید برود . شاید هم بنشیند روی پله خانه همسایه زیر سایه چنار پیر که  هر رهگذری که می گذرد به چشم غریبه نگاهش کند ..

 شابد هم قفل را شکست / سکوت را ..

اینجا بوی امید می دهد ..

Advertisements

Read Full Post »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: