Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for فوریه 2009

نرسید ..

.

.

نرسید ..

Read Full Post »

بیا زندگی دیگری راشروع کنیم

بی یادآوری دیروزهای تلخ

بی استرس فرداهای نامعلوم

بیا همین امروز را که هستی

که هستم

بیا همین امروزمان را زندگی کنیم

با هم

.

عنوان

–  اینجا خواندم .. و شنیدم  موسیقی زیبایش را .

– کامنت اول یاداوری بود بر نام عکاس ..زهرا مومنی .. ممنون از یاداوری.

Read Full Post »

هوا /حوا ..

حوا گفت چه گرمای لذت بخشی  .. آدم گفت گرم  .. حوا دستش را لای موهای آدم برد .. گفت خواب موهایت را آشفته می کنم .. پنج جوی کوچک و ظریف بی محابا از موهایت بالا می رود  و روی پوست سرت می دود.. آدم گفت زیر آن درخت جوان  میوه جدیدی دیدم .. زیاد بزرگ نیست .. ترسیدم دست بزنم .. خارهایش تیز بود  . شاخه بلندی داشت . کلی برگ به خودش آویزان کرده بود ؛ شبیه تو بود !   می دانی فکر می کنم میوه های زیادی باشد که ندیده ایم .. هرکدام یه جور و یک شکلند .من دوست دارم هرکدامشان  را مزه کنم . امتحان  کنم.  حوا لبخند زد .. دستش تا گردن آدم پایین آمد وچانه اش را گرفت ..  لبهای آدم را مزه کرد  و گفت … اووووم گرم و شیرینه . .

.هوا / حوا ..

Read Full Post »

عمو هوشنگ و یه بازی . شرایط شرکت در بازی رو می تونید اینجا ببینید .

ممنون از دعوتتون عموهوشنگ

.

توکا1.

– شب های تابستون که خواب بد می دیدم مامانی منو می برد به دنیای فرشته های سفیدپوش .. منم عروس هایی که دیده بودم تجسم می کردم . البته تجسمات من از این تصویری که می بینین خیلی زیبا تر بود .. اما چه میشه کرد زمان بچگی ،  امکانات کم بود هنوز «صاایران هرروزبهتر از دیروز» نیومده بود که مارو امیدوار کنه به فردایی بهتر از امروز . برای اینکه نگن  «زشتی» هی میگفتن گوله نمکی ! …. :دی

توکا2

.

– ای داد بیداد  .. چشمای این دختره رو ببین . چه شری بوده ! به این آب شونه و گلش نگا ه نکنین ..سردسته برائت طلبان از خواب نیمروز بوده  . کلی ترفند برای رهایی از تمهیدات اندیشیده شده  داشته . . این داداش کوچیکه مظلوم هم که سرباز من بود . الان دیگه این حیاط نیست که  همه جوربازی توش می شدکرد . از آب بازی وخاک بازی و دوچرخه سواری ولی لی و گرگم به هوا و وسطی و زووووو وخاله بازی  ودرست کردن غذا با انواع گیاهان موجود و بالارفتن از درخت گرفته تا شکار حشرات موزی و غیر موزی  و سرک کشییدن تو لونه گنجشک ها و گرفتن آمار خونه مورچه ها و نفله کردن دم مارمولک ها و پرورش جوجه طلایی و آموزش شنا به جوجه اردک و کاشت و برداشت لوبیا در انواع مختلف  و تشریح تخم شکسته کفتر و .. خلاصه بعداز ظهرهای داغ تابستون  من و داداش کوچیکه خیلی پربار بود .

توکا3

.

– این عکس تنها در راستای اثبات این نکته به دوست جونه که بعضی آدما در بعضی زمینه ها استعداد ندارن .. اون هم مقوله  کم اهمیتی مثل تشخیص راست و چپ از همه .. حالا دست و پا زیاد فرق نداره . هنوزم که هنوزه همین بساطه .. سمت راستو نشون می ده میگه بپیچ به چپ … :دی

توکا4

.

– تا جایی که یادم میاد کلا یه جا ایستادن کارسختی بود  .. این دامن خارجکی جینگولی رو یه شیرپاک خورده ای برام از آمریکا آورده بود .. پُزش هم اون جیب بزرگی بود که فقط یه ورش بود ! چقدر تولد باهاش رفتم  آخرم رفت لای زنجیر دوچرخه ام و نابود شد . .سری کتابهای مارتین نشر بامداد رو خیلی دوست داشتم .. یه دکتر خاتمی بود که هروقت میرفتیم پیشش جایزه من خرید کتاب از کتاب فروشی کنارش بود تو این عکس کتابارو از دستم گرفتن که عکس بگیرن ..  این بوت های داداش کوچیکه هم خیلی خاطره انگیزه ..

تو این عکسها بین 3 تا 5 سالم بوده به جز آخری که7 سالمه . خوشحالم که عکسهای بچگی بیشم نبود چون الان پراز خاطره شدم با این چندتادونه عکس .

فکر میکنم رسمه که بقیه رو به این بازی دعوت کنم ..چشم . غروب بارانی /عمرا/ شاه خاموش/زبل خان / زیاده عرضی نیست / رن سان /رهگرد/ روزنوشتهای کوچکترین فرشته / دزد دلها/ گجمو/ جواد شیردل /بیخوابی /برچسب /یک فنجان قهوه تلخ / بانومریم / تراموا /پژواک تردیدها / اسپایدرمرد/افیون / ادم برفی / پست سفارشی /نیروانا / مسیح برکوه زیتون /فریماه / ادومید .. وبقیه دوستانی که دوست دارن و من یادم نیست ..

Read Full Post »

نونت نبود آبت نبود ..  بیکار بودی ؟ آره فکر کنم بیکار بودی حوصلت سر رفته بود …نمی دونم کی تو رو آفریده… کی تو رو تنها آفریده و گرنه بهش می گفتم یه سرگرمی درست و حسابی  برات جور می کرد که اینجور به جون ما نیوفتی…آخه کی به تو گفت این همه موجود عجیب و غریبِ من درآوردی بسازی ؟  بعد هم که ارضا نشدی، آدم درست کردی .. خب .  همین آدم؛ ببین چه زود ارضا می شه ! .. نه از اون لحاظ ها ..نه .. کلا گفتم . کار توئه دیگه .

آدم می سازی دستت درد نکنه .. اینهمه خره واسه خودش .کلی بهش حال دادی .. بس بود دیگه . یه آدم ، یه خدا .. این همه خر و گاو و جونور  … حالتونو می کردین . .. ما آدما اگه حوصلمون سر بره چون کاری از دستمون بر نمیاد خودمونو منصرف می کنیم .. می زنیم به بیخیالی . .. تو چی .. دیدی کم دردسر درست کردی  یه حوا هم روش … ای تو روحت.!  تو اگه خیلی خدا بودی یه یار واسه خودت پیدا می کردی . تو که تا حالا تجربه دوتا بودن رو نداشتی  برای چی شروع کردی جفت جفت کردن همه چی .. که چی بشه .. ؟! آزمایش پشت آزمایش .. دیدی جواب نگرفتی !  می دونم جواب قانع کننده ای هم  نداری . حالا هی خودتو بزن به کوچه علی چپ ..  خودتم می دونی گند زدی .. با بهشت و جهنم هم راه به جایی نمی بری  . خلاصه تا دیر نشده یه فکری بکن . .

یه پینوشت هم هست خدا ؛ از این بعد هروقت سوتی بدی میام همینجا جار می زنم ..  تازه الانم کلی حرف واسه نوشتن داشتم  اما خب ملاحظه حال بقیه رو کردم . گفتم شاید کسی بخواد چیزی بنویسه من همشو نگم .. می دونم همه می شناسنت ، اینکه اینقدر حال کردن نداره .. همه دعوتین .. بیاین بنویسین .

Read Full Post »

سکوت از سر فریاد ست

بر چه.. بر که ..برای چه ..

حضور اجباری لحظه ها ؛ سکوت / درد/ تنهایی / ..

برخود .. بی خود .. با خود ..

خفگی ، حرفهایم را برد … حرفی برای گفتن نیست …

تنها سکوت درمن حضور  دارد .. نفرتی دور .. خشمی کور .. .

.

هوچی گری.

.

–  بیماری هم مزید ناله بود که  در نوشتنش ماندم ، چه رسد گفتنش …

Read Full Post »

کنتراست ..

.

.

.

کنتراست

.

.

Read Full Post »

Older Posts »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: