خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسته‌ی ‘Uncategorized’

سلام وردپرس

سلام وردپــــــــــــــــــــــرس
سلام وردپــــــــــــرس
سلام وردپرس

نوشته را کامل بخوانید »

من پیدا شدم

تا به حال شده در سکوت خود گم شوی .. گاه از زیادی فریاد و گاه از رضایت و خوشی .
خوبم .. سرخوش از لذت های کوچک زندگی که این روزها باز دارد پیدایشان می شود ..سرک می کشند از درونم .. انگار من نبودم ، من گم شده بودم .، من پیدا شدم . 
باز [...]

نوشته را کامل بخوانید »

هیچ چیز مانا نیست ..

سلام دوستان نبودم و نخواهم بود .. اینجا فعلن تعطیل نیست ؛ اما کرکره ها پائین ست .
حرفی نیست ؛ شاید بعدن بود ..
باید بعدن برسد و ببینم چه می شود.

نوشته را کامل بخوانید »

هیچ نامی بر آن نگذاری ..

گاه غیری/ شخصی/ دستی/ شانه ای ، نه مهربان تر از نزدیکان لازم ست … دورباشد و دست نیافتی و ابروار درمه / آن دورترها و تو هی به یادش بافته های خیال را به باد دهی و به خود که نگاه کنی ببینی خوشبختی و تنها … و هیچ نامی بر آن نگذاری .. [...]

نوشته را کامل بخوانید »

بیب سال پیش در چنین روزی ..

همچین مواقعی  در وبلاگ های دیگه  اعلام می کنن “اینجا یک ساله شد ” یا ” یک سال گذشت “  یا ” چه زود یک سال گذشت ” .. اما فکر کنید  من همچین خیالی ندارم ..!
من هم نفس کشیدن آموختم
.
تنها پ .ن این پست چی می تونه باشه جز ، تشکر فراوون از لطف [...]

نوشته را کامل بخوانید »

هیچ در هیچ

گاه هیچ می گویم از هیچ … / هیچ های بسیار برای هیچ ..
………………………………….  هیچ /////.
…………………..

نوشته را کامل بخوانید »

اندر عاقبت کنجکاوی شاید . .

نوشته را کامل بخوانید »

تابلو ..

 گفتیم و خواندیم باز تکراری نشد ..  حال دیگری دارد ..
زرد  و  نارنجی   . .
 
.
.
آب حوض خانه ، هر روز رنگ همان روز بود
روزهای آفتابی ، آبی
ابری ،.. خاکستری
ماهی ها اما همیشه قرمز .
 

نوشته را کامل بخوانید »

بک لایت ..

.. گاهی اوقات نوشتن ، سخت تراز انتخاب تصویرست …
 اما قبول کنید از بعضی تصاویر هم نمیتوان به راحتی گذشت .
.
.

نوشته را کامل بخوانید »

واژگون بود آسمان / سرد و خیس …

واژگون بود آسمان / سرد و خیس …
چه زود
دمی / لحظه ای / نفسی / لبخندی
نرم نرمک می رفت ..
تکه ابرِ سبک
مورمورم شد.
.
.

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »