جایزه خدا و خسرو شکیبایی
« ما ماحصل نيروي ذهني و خاطرات عزيز مردم هستيم. هنر بدون مردم مثل درخت بدون ريشه است ، بازيگر بدون تماشاگر يعني هيچ. »
از دیروز با خودم کلنجار می رم که تو از آنها نباش .. ازآنها که تا یکی می میرد بی عیب و عزیزش می کنند و هی در موردش می گویند. با همه احترامی که برای استاد شکیبایی و همه انسان ها قائلم .
چقدر یک هنرمند مدیون جامعه و آدم هایش است و چقدر آدمها در قبال آدم بودنشان ،در مقابل هم ؟
هی رفیق ؛ این خسرو شکیبایی همانی بود که یک عمر تا صحبت از هنرش به میان می آمد ، حاشیه های آبدار حواله اش می کردید . هرچند این سالها به خاطر کم کاری، اندکی رهایش کرده بودید ..
همیشه وقتی با آن افه های هنری روی صحنه می رفت ، انگشت سبابه دست راستش را بالا می گرفت و تکان می داد … ازش پرسیدند این کار یعنی چی ؟
گفت خدا … ؛ من جایزم رو از خدا می گیرم ..
- آخرین تقدیر در جشن بزرگ منتقدان سینمای ایران تیر ماه امسال.








