قوانین من می گه : بی قانون باش / هیچ قانونی ارزش نشکستن ندارد/ چه خوش روزی آن روز که قانونی نبود .. و یادم امد آن روز، روز نبود بی زمانی بود و خدا هنوز نگفته بود سجده کن . حالا آدم و شیطانش زیاد فرقی ندارد و آدم مثل یک نوزادعریان و نورس ، نگاه ها رو به خود جلب می کرد . یا شاید هم قبل تر، همان روزی که خدا خودخواه شد و هرچه را خواست ، هرجور که دلش خواست نقش زد /کن فیکون کرد تا دسته /همان وقتها بود که هرچه زیبایی ، ممنوع شد. هرچه زیباتر لذت بخش تر، ممنوع تر و شیطان مجبور به دروغگویی / ….و نقش بدها رو بازی کرد برای رضای او ….
-بیخیال باش اگر راستگویی به جای یک ارزش ، حماقت ، سادگی ، اُسکولیسم لقب می گیره .
غالب شکستم سرد ست .. گویا قانون تازه ای لازم ست .. ببندید آن پنجره ها را تا باد نیاید ..
به دعوت عمرای عزیز
اسكوليسم؟؟؟؟!!!!!!خيلي باحال بود. براي گريز از سرما راه بهتري هم هست هر چند الان موضوعيت نداره.تو تابستون زير كولر خنك با پتو
قوانین خوبی داری.
قانوني براي زيستن …
قوانيني براي بودن …
قوانینت منو یاد کودکی انداخت توکا جان… همون کودک عریان
قوانینت هم مثل حضورت ناب و تک بود توکا
قانون بی قانونی خودش یه قانونه نه؟
هنوز هم قانونی نیست …
پس چرا دیر شدی باز توکا؟
قالب شما را دوست داشتیم
حتی اگر اسمش بی قالبی و بی قانونی باشد که نیست
فوق العاده بود
مثل همیشه.
هیچ قانونی ارزش نشکستن ندارد
انتزاعی زیباست
ای کاش میشد رنگ حقیقتش داد
کجایی توکا؟
دچار نبودنی چرا؟