گاه لج می کند / قهر می کند
هیچ به ذهنم می رسد ..
و این خودش /
می شود یک شعر ..
.
Archive for دسامبر, 2008
مثل شعر .. بال و پَر
Posted in انسانی, عکس, غرغرنامه on دسامبر 31, 2008 | 13 نظرات »
چه فرق می کند
ابتدا یا انتهای راه ؛
مِه باشد یا آفتاب /
برف بارد یا باران /
جاده دیدنی ست ؛
وقتی با تو ختم می شود .
.
نه در بزنید نه زنگ !
Posted in غرغرنامه, مثل همه on دسامبر 27, 2008 | 14 نظرات »
خسته ام ..
نه در بزنید ، نه زنگ
وگرنه پاچه شلوارتان را بیمه کنید..
کورم . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
پنجره نبود / نبود
یادگار دیوار / زخم ..
راه اما / در امتداد پنجه ها
. . . . . . [...]
سپید و سیاه
Posted in انسانی, حال, مثل همه on دسامبر 19, 2008 | 18 نظرات »
چه کسی می گوید من سپیدم ؛ تو سیاه
چه کسی می داند؟؟
چه کسی رفت به دیدار خدا
ودر آن ظلمت پرنور و صدا
هی صدا کرد مرا
من بیخود شده ء بی خود را
چه کسی می گوید
که سیاه ؛
نیستی ست / تاریکیت
و سپیدی نور ست
چه کسی می داند / ته این نور شدید /ته این اوج بلند
چه غمی [...]
ما یعنی من..!
Posted in انسانی, حال, مثل همه on دسامبر 15, 2008 | 24 نظرات »
ما ترکیبی ناهمگون ست از من و تو …
در دنیای ما ؛ تمام آفرینش برای من ست . اگر من مورد کم لطفی قرار گیرد ، نسلی از من های بعدی وجود نخواهد داشت و اساس و بنیان بقا بر من نهاده شده .. من هستم پس زندگی هست …
و
تو کسی که در [...]
جریمه
Posted in عکس, همین نزدیکی, پائیزی on دسامبر 13, 2008 | 14 نظرات »
امروز پائیز جریمه ام کرد
پرسیدم به چه جرمی ؟؟!
گفت
یک عمر در باغ نبودن ..!
.
..
.
و
..
( عکسها ازخودم / با گوشی موبایل)
.. / آغاز
شور ../ ناز
همساز ../ آواز
همراه .. / بی ساز
هم ساز.. ساز / بی ساز
.
همساز
.
.
- تصویر است که از پی هم می گذرد در ذهنم .. زنده می شنوند ، جان می گیرنه ، می رقصند و داستان می سازند .. حس زیبایی در آن جریان دارد .. چه خوب تلفیق سنت [...]
آمار خودمو گرفتم .. دی دونقطه !
Posted in خودمونی, عکس, مثل همه on دسامبر 11, 2008 | 6 نظرات »