التوکا ، توکاهه .. الانم توکاپلیس شاید .. گذری / نظری/ ودوباره همان که بودیم .. باکیفی می رویم و باکوله باری میاییم ..خاطره ای ، عکسی و لحظه هایی که مکث می کنند و میروند ..
دوستی گفت دوان بودن عقربه ها ؛ لبی ، گپی و گفتی .. اگر آن موقع به خواب رود عقربک تپل ، شاید تا دیدار بعدی نباشد /نشود ../نرسد .. این روزها فکر کردن به لحظه های نیامده زیادی پَرت ست ..
مثل کسی که ماندن بعد از جراحی را نیمه خالی می پندارد .. گاهی یک جرعه هم برای رفع تشنگی کافیست .. “طعم خیس زندگی !”
توکا بودم و هستم …
-سوغات سفر شاید عکس های معمولی باشد که همه می گیرند ، تا چه پیش آید .
.
.
- پی نوشت : دوستان بی زحمت جلوجلو نروید .. خودم میام همه چیز رو می گم .. از هرگونه گوشه کنایه بپرهیزید … فی الواقع کمال امتنان را از مزید شمااساسا آرزومندم ، از آوردن اطفال خودداری نمایید …… دی دونقطه.

سلام توکای همیشگی
امیدوارم برگشتنی سوغاتی تپل و مپل فراموش نشه !!! البته اگه تو کوله بارت جا بود ضمنا می دونی که بدون اطفال جهنم هم نمیشه رفت !!!خوش بگذره
خوش آمدی.
من هم سوغاتی و من هم به سلامتی ….
سلام. از طریق همسرم باهاتون آشنا شدم
امیدوارم موفق باشید.
سلام توکای عزیز.
هر جا که هستی
با هر کی که هستی
خدا یارت حق نگهدارت.
سوغاتی مون سالم برگشتن شماست،بگذریم که نفرمودید کجا؟
” مثل کسی که ماندن بعد از جراحی را نیمه خالی می پندارد .. گاهی یک جرعه هم برای رفع تشنگی کافیست .. “طعم خیس زندگی !”
> …. !
* عکس چقدر فوق العاده بود !
سریع زود تند بیا بگو جریان چیه؟
راستش فکر نکنی خنگم ها !
من خودم خیلی اهل ادبیاتم اما این یکیو اعتراف میکنم سر در نیوردم!!!
طعم خیس زندگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
بوی سوغاتی به مشام می خورد!!!
چه جوریاست؟؟؟ خبریه؟؟!!
من سوغاتی ..طلایی می خوام
فقط طلایی
نقره ای قبول نیست
نگاهت رو دوست دارم توکا
همیشه ناب می بینی
عکس زیباییست.
حدا به همرات.
سلام توکا جان حالت خوبه ؟ چند وقت بود اینجا نیومده بودم؛ امیدوارم سفر خوبی داشته باشی…
سلام مدتیه مطلبی ننوشتید شاید تراوشات ذهنیتان کم شده …
امیدوارم سالم و موفق و پیروز باشید
سلام توکا جان! از سر زدن هایت خجالت زده ام
توکا یه بازنگری کن….. به خودت… مطالبت کاملا گویاست.. اما خیلی بریده بریده می نویسی …
من معمولا وقتی دچار این حالت می شم که یه چیزیم هس…
طعم خيس زندگي ات دچار اوهامم كرد … سفر به خير مسافر دشتهاي بيانكار … روزي كه بازگشتي برايت جشني ترتيب خواهم داد با شرابي كه صدساله است و خاطراتي كه برايت رنگ تداعي ميزنند …
چهار قل بخون بعد برو
یادم باشه یه غیبت تو دفترم برات بذارم

سفر قندهار رفتی؟
کجایی بابا؟
میام اون هواپیماتونو پنچر می کنم تا زودتر و بهتر و بسلامتی و با دلی خوش رو زمین بشینه
WELCOMBACK
بش بگو مبارکه … بش بگو منم تبریک گفتم … بش بگو ایشالا جایزه های بعدی… بش بگو ایشالا تندیس های طلایی و نقره ای بعدی … بش بگو ما که چیزی سر در نمیاریم ولی حتما حقش بوده….بش بگو این تازه شروعه ..
بش بگو !
با یه داستان جدید ،منتظرم.
اینجا یه مشت گشنه منتظر سوغاتی تپلن، نپیچون!