التوکا ، توکاهه .. الانم توکاپلیس شاید .. گذری / نظری/ ودوباره همان که بودیم .. باکیفی می رویم و باکوله باری میاییم ..خاطره ای ، عکسی و لحظه هایی که مکث می کنند و میروند ..
دوستی گفت دوان بودن عقربه ها ؛ لبی ، گپی و گفتی .. اگر آن موقع به خواب [...]
التوکا ، توکاهه .. الانم توکاپلیس شاید .. گذری / نظری/ ودوباره همان که بودیم .. باکیفی می رویم و باکوله باری میاییم ..خاطره ای ، عکسی و لحظه هایی که مکث می کنند و میروند ..
دوستی گفت دوان بودن عقربه ها ؛ لبی ، گپی و گفتی .. اگر آن موقع به خواب [...]