.
.
.
Archive for نوامبر, 2008
سوغاتی دسته بندی شده توکا4 .. زن دگی ..!
Posted in انسانی, سوغاتی, عکس on نوامبر 30, 2008 | 4 Comments »
سوغاتی دسته بندی شده توکا 3
Posted in دلتنگی, سوغاتی, عکس on نوامبر 29, 2008 | 8 Comments »
خیلی چیزها برای نمایش دارم …
نمی دانم ..
از هیچ سفری برای وقفه ای میان دو سفر این همه نیاوردم . شاید بوی جدایی مرا وادار به یادآوری و تداعی توکا با تصاویر می کند .. خودخواهی جزوی از ما آدم هاست و مانا ماندن حسی زیبا ..
.
بشنوید .. بشنوید
.
.
ساده بود و صمیمی .. مثل شعری [...]
… ..
Posted in حال, دل دیوونه, عکس on نوامبر 28, 2008 | 7 Comments »
…. listen
.
.
.
.
.
.
.
.
.
listen
آخرین تصویر سیاه کشف نشده ..
Posted in انسانی, دلتنگی, سماع, واقعی تر از واقعیت on نوامبر 27, 2008 | 7 Comments »
زندگی با همه بوهایش به تو سلام می کند .. وقتی
چشمان خسته ات را باز کنی ،
بوی گل های مریم تو را مست می کند
زندگی اما
همان رنگ و بو را دارد
با همان نامردی ها / … دروغ ها
اما زیباست …
… پس چشمانت را باز کن.
و شراب بنوش…
برای فراموشی تمام حقیقتی که گفته نشد/نشنیدی !
و [...]
سوغاتی دسته بندی شده از توکا ..
Posted in انسانی, حال, سوغاتی, عکس, مثل همه, همین نزدیکی, واقعی تر از واقعیت, tagged 21 on نوامبر 27, 2008 | 4 Comments »
پرواز نخست :
…
.
صبحی آفتابی بعد از دو روز بارش.. وپیرمردانِ خاموشِ ماهیگیر .. کوچک و زنده ، نگاهم می کردند ماهی ها ،من و دوربینم را .. با آن نگاه های خیره شان ….
- ادامه دارد ….
- و پست های پارازیت از جنس من هم ایضا .
التوکا ، توکاهه .. الانم توکاپلیس شاید .. گذری / نظری/ ودوباره همان که بودیم .. باکیفی می رویم و باکوله باری میاییم ..خاطره ای ، عکسی و لحظه هایی که مکث می کنند و میروند ..
دوستی گفت دوان بودن عقربه ها ؛ لبی ، گپی و گفتی .. اگر آن موقع به خواب [...]
هفته شمار
Posted in انسانی, جانوری, حال, واقعی تر از واقعیت, پائیزی on نوامبر 14, 2008 | 17 Comments »
و تقویم پنجشنبه ها پراز شبی ست که به رسم سنت ، حلال ترین شب هفته است .. برای تنبل ها ، که از درس و مشق غافل بودند .
جمعه ها پر از سکوت.. جیک جیک گنجشکان .. کارهای عقب مانده و خواب نیم روز .. عصرهای کش دار و چای و قلیان .
و شنبه [...]
مدِ جوانی مادر
Posted in پائیزی on نوامبر 9, 2008 | 16 Comments »
مادر گفت کاسه بشقابی را خبر کن ..
این روزها جوانیِ در صندوق مانده ام ، دوباره مد شده ؛
شاید بخت دختری باشد از جایی دور … نمی دانم .. لبخندی شاید .
.
- این پست را قبلا نوشته بودم ..حالا که همه چیز تکرار می شود ،تکرارش کردم .. انباری مرتب شد .
سکوت لحظه ها ..
Posted in حال, خودمونی on نوامبر 9, 2008 | 7 Comments »
دلم .. قلبم .. روحم / می کاود
تنم ..می خواهد
دستم .. زبانم .. / می یابد
و لحظه ها ؛
فرار می کنند ..
لحظه ای زمان /می ایستد و من نیز
با فاصله از بودن / مثل نبودن ../
هستی / زندگی
نفس های گرم و بوی تو ..
/ …………………………
نه احساسم / نه عقلم [...]
خاكستريِ سبز
Posted in واقعی تر از واقعیت, پائیزی on نوامبر 4, 2008 | 14 Comments »
هوا خاكستري بود … سرد و يخ ..
خاك خاكستري بود … سرد و يخ زده ..
درختان نيز ..
زمين اما رنگي بود …
رنگ / رنگ ..
جوانه زد .. ميان اين همه رنگ ..
سبز و كوتاه .. نرم نرمك .