تو فکر کن نمی فهمم می میری برای ارضا شدن . . خیس شدی .
خیسی لزجی که بوی وحشی سکس می دهد ، کنار خشتک شلوارت پیداست ..
و تو سینه های کهنه آویزانت را به او می چسبانی .. دریغ که صورت کریه ات
گرمای تو را ولرم می کند ..
باشد برای بعد لذت بردن از اندامت ..
هرم نفس ها و نرمی انگشتانی که در هم فرو می رود ، لرزش لب های خاموش و حریص ..
نگاه های میخکوب شده
…………….. و تجسم قاچ انتهایی و برجستگی هایی که در مُشت جا می شود …………..
لذت یک آدم جدید . . باشد برای بعد .
تب ندارم .. باور کنید
- شاید ادامه داشته باشد ..!
خدای من ! چه خبره!
فرو رفتن در سکوت
همممم …
این جنبه هم انسانیست
!
سلام.
باور کردم که تب نداری.
ممنونم.
برگشتم.اما نه به شکل سابق .انگار هنوز تو شوک ام!
و اما نوشته شما،
تجربه و لذت آدمهای جدید باید جالب باشه مثل چشیدن غذاهای جدید ،کمی نا مطمئن امامتفاوت با طعم جدید و کنجکاوی در رسیدن به آن طعم، لذیذتر از هر چیز است!!
خوش باشید و سالم!
ادامه بدید..
به به
توکای عزیز !
oh…..wow
واسه اولین بار اونم نصفه شب یه وبلاگی رو باز کنی و همچین متنی رو بخونی…!!!!!!!!!
okkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk
سرم گيج رفت و درد گرفت و چشمام داره از کاسه مياد بيرون…………. توکا جان فکر کنم درجه ای که باهاش تبت رو اندازه گرفتي خرابه ………………….!!!!!
سلام توكاي عزيز اولين باره نوشته هاي قشنگتو ميخونم
مرسي
سلام
ببخشید
مثل اینکه وبلاگ رو اشتباهی باز کردم
ای بابا
بازم که این صفحه باز شد
مثل اینکه خط ها قاطی کردن
اشکال از وبلاگ هستش .مثل اینکه خط تو خط شده.
اوه مای گاد 18+ R
سلام .
فکر می کنم حرم باشه نه هرم .
به هر حال خوندمت بلاگر جون .
از این چیزا هم می نوشتی شیطون .
آدم یاد زن سان میافته میشناسیش که . همون مینای سابق که اندوه زن زیستن رو داشت .
وووووووووووووایییییییی حال کردم عظمی
هوووم… ادامه ی داسنانت بوهاي خوبي دارد…!
سلام،خساه نباشی برادر. من از مطالب شما خیلی خوشم اومده و می خوام داستان دختر و ماهی را در نشریه ای چاپ کنم، چون وقت نداریم، من فعلا اولین مطلب را از شما بگذارم تا بعد باز با شما هماهنگی کنم. خسته نباشید.