چند شب پیش در تنهایی و خستگی ، دلم داستان متفاوتی می طلبید ..
نمیدانم کی و چگونه به خاطرات روسپیان سودازده من رسیده بودم و نخوانده
نگاه داشته بودم ، خواندمش .
(همین جا از صاحب امتیاز این اثر پوزش می خوام که لینک خودم رو می دم ، چون واقعا [...]
ارسالشده در Uncategorized در جولای 30, 2008 | 12 دیدگاه »
چند شب پیش در تنهایی و خستگی ، دلم داستان متفاوتی می طلبید ..
نمیدانم کی و چگونه به خاطرات روسپیان سودازده من رسیده بودم و نخوانده
نگاه داشته بودم ، خواندمش .
(همین جا از صاحب امتیاز این اثر پوزش می خوام که لینک خودم رو می دم ، چون واقعا [...]
ارسالشده در Uncategorized در جولای 24, 2008 | 31 دیدگاه »
دو ؛ رِ ؛ می ؛ فا ؛ سل ؛ لا ؛ سی
بخوان .. این خط های حامل را .. آبستن را
وبعد
بنواز
ارسالشده در Uncategorized در جولای 20, 2008 | 9 دیدگاه »
آویخت خستگیش را
تا فردا ، از نو شود ..
ارسالشده در Uncategorized در جولای 19, 2008 | 16 دیدگاه »
« ما ماحصل نيروي ذهني و خاطرات عزيز مردم هستيم. هنر بدون مردم مثل درخت بدون ريشه است ، بازيگر بدون تماشاگر يعني هيچ. »
از دیروز با خودم کلنجار می رم که تو از آنها نباش .. ازآنها که تا یکی می میرد بی عیب و عزیزش می کنند و هی در موردش می [...]
ارسالشده در Uncategorized در جولای 18, 2008 | 10 دیدگاه »
چیه ؟! نگاه داره ؟؟!!
ارسالشده در Uncategorized در جولای 16, 2008 | 19 دیدگاه »
لینک دانلود
ارسالشده در Uncategorized در جولای 13, 2008 | 30 دیدگاه »
- این پست هیچ ارتباطی با پست های پیشین نداره لطفا نچسبونیدش به هم .
.. اون یکیش هم برای کمپوزیسیون تصویره ، شخص خاصی مد نظر نیست ..
ارسالشده در Uncategorized در جولای 12, 2008 | 10 دیدگاه »
دوست هنرمندی می گفت ما مثل کرم هایی که قرار است یک روز پروانه شوند ، زندگی می کینم .. دست و پایمان را بریده اند ، کسی برایمان سفره ای پهن نکرده است تا در کمال آرامش به تولد فکر کنیم . از تیررس کلاغ ها هم دور نیستیم .. اما افسوس با این [...]
ارسالشده در Uncategorized در جولای 11, 2008 | 9 دیدگاه »
حجت الاسلام و المسلمين سيد كاظم ارفع ، استاد اخلاق در گفت وگو با برنا با انتقاد شديد از متوليان فرهنگى گفت:
صفارهرندى زمانى كه در روزنامه كيهان مشغول فعاليت بود نسبت به ناهنجارى ها و بى انضباطى ها بسيار دقيق بود و موشكافانه آنها را بررسى مى كرد. اما از [...]
ارسالشده در Uncategorized در جولای 9, 2008 | 8 دیدگاه »
عزیز دلم ..داشتم به قبل فکر می کردم .. به آن همه روز های خوب .. دروغ چرا ؟! بیشتر خوب بود ، شلوغ و پر کار . و تو در همین روزهای خوب ، خوب من شدی ..
همه وقت در کار خدا می مانم .. در این بیشتر . [...]