خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for ژوئن, 2008

فوضول

مي گفتند پرسيدن عيب نيست .. ندونستن عيبه .من مي گم از چي نپرسيدن مهم تر از ندونستنه ..
اين همه پرسيدي چي شد ؟ .. كجا رو گرفتي؟ پارك ماشين جلوي پل مردم رو ترك كردي يا بوق زدن تو ترافيك 1 كيلو متري رو ؟ از دونستن درد هاي مردم ؛ دورو برت [...]

Read Full Post »

زن بور

مسئله این است .. زنبور یا زن بور ؟!

Read Full Post »

حدود سال های 62-63 یه کم بالا و پایین .. قبل از شروع برنامه کودک از ساعت 3 و 4 تلویزون رو روشن می کردیم و جنگ برفک ها رو نگاه می کردیم (برفک سیاه و سفید ، اووف ) .. تا به شد جمهوری اسلامی به پا میرسیدیم (سرود ملی [...]

Read Full Post »

عکس یادگاری

Read Full Post »

حریف

”سرم را بالا آوردم .. در چشم هایش خیره شدم . با آن نگاه سرد و لبخند ماسیده
نگاهم می کرد. گفتم تو نمی توانی مغلوبم کنی و در چشم هایش خیره شدم ..فقط نگاه
.. نمی دانم چقدر طول کشید. پشتش را کرد ، بعد از مکث کوتاهی رفت .باز هم میاید ،
می دانم اما [...]

Read Full Post »

چند وقته یه علامت سوال  دارم .. اونم اینکه چه جوری بعضیا با  یدونه سوراخ
دماغ نفس می کشن  و چه جوریه که انگشتشون تو اون یکی دیگه سوراخ
دماغشون خیس نمی خوره ..!
از این چراغ قرمز تا ….هفت تا چراغ قرمز بعد مشغول بود ..
.. هر طرف سر می چرخونی  ، [...]

Read Full Post »

فردا همه چیز عوض می شه .. آفتاب که بالا بیاید .. همه خوب می شوند . کارها به  سامان .. بر وفق مراد .. یا سوار خر مراد .. یا شاید هم خود خر مراد.. یا خود مراد ..!
از این فرداها زیاد آمد و رفت .. و همیشه به خودم گفتم باز هم فردا [...]

Read Full Post »

نشد که بشه

- سفرو نگفتم ..
- بقیه اش هم به خودم مربوطه..

Read Full Post »

برزخ

در ترانزیت منتظریم . صبح زود است ، گرگ و میش ..
چشم هایم می سوزد . کلی آدم منتظر نشسته ..
همه مثل هم . همه به هم نگاه می کنند . همه مثل هم .
گاهی کلامی ، حرفی شکل می گیرد ، همه یاوه .. از سر گذران وقت ..
مکثی [...]

Read Full Post »