مي گفتند پرسيدن عيب نيست .. ندونستن عيبه .من مي گم از چي نپرسيدن مهم تر از ندونستنه ..
اين همه پرسيدي چي شد ؟ .. كجا رو گرفتي؟ پارك ماشين جلوي پل مردم رو ترك كردي يا بوق زدن تو ترافيك 1 كيلو متري رو ؟ از دونستن درد هاي مردم ؛ دورو برت [...]
Archive for ژوئن, 2008
فوضول
Posted in Uncategorized on ژوئن 22, 2008 | 33 Comments »
زن بور
Posted in Uncategorized on ژوئن 18, 2008 | 23 Comments »
مسئله این است .. زنبور یا زن بور ؟!
پینوکیوعلیه رحمه
Posted in Uncategorized on ژوئن 16, 2008 | 20 Comments »
حدود سال های 62-63 یه کم بالا و پایین .. قبل از شروع برنامه کودک از ساعت 3 و 4 تلویزون رو روشن می کردیم و جنگ برفک ها رو نگاه می کردیم (برفک سیاه و سفید ، اووف ) .. تا به شد جمهوری اسلامی به پا میرسیدیم (سرود ملی [...]
عکس یادگاری
Posted in Uncategorized on ژوئن 15, 2008 | 5 Comments »
حریف
Posted in Uncategorized on ژوئن 13, 2008 | 24 Comments »
”سرم را بالا آوردم .. در چشم هایش خیره شدم . با آن نگاه سرد و لبخند ماسیده
نگاهم می کرد. گفتم تو نمی توانی مغلوبم کنی و در چشم هایش خیره شدم ..فقط نگاه
.. نمی دانم چقدر طول کشید. پشتش را کرد ، بعد از مکث کوتاهی رفت .باز هم میاید ،
می دانم اما [...]
گشتم نبود.. نگرد ، نیست !
Posted in Uncategorized on ژوئن 10, 2008 | 17 Comments »
چند وقته یه علامت سوال دارم .. اونم اینکه چه جوری بعضیا با یدونه سوراخ
دماغ نفس می کشن و چه جوریه که انگشتشون تو اون یکی دیگه سوراخ
دماغشون خیس نمی خوره ..!
از این چراغ قرمز تا ….هفت تا چراغ قرمز بعد مشغول بود ..
.. هر طرف سر می چرخونی ، [...]
خوب خستگی ناپذیرهمیشه خسته ی من ..
Posted in Uncategorized on ژوئن 8, 2008 | 16 Comments »
فردا همه چیز عوض می شه .. آفتاب که بالا بیاید .. همه خوب می شوند . کارها به سامان .. بر وفق مراد .. یا سوار خر مراد .. یا شاید هم خود خر مراد.. یا خود مراد ..!
از این فرداها زیاد آمد و رفت .. و همیشه به خودم گفتم باز هم فردا [...]
نشد که بشه
Posted in Uncategorized on ژوئن 7, 2008 | 6 Comments »
- سفرو نگفتم ..
- بقیه اش هم به خودم مربوطه..
برزخ
Posted in Uncategorized on ژوئن 3, 2008 | 20 Comments »
در ترانزیت منتظریم . صبح زود است ، گرگ و میش ..
چشم هایم می سوزد . کلی آدم منتظر نشسته ..
همه مثل هم . همه به هم نگاه می کنند . همه مثل هم .
گاهی کلامی ، حرفی شکل می گیرد ، همه یاوه .. از سر گذران وقت ..
مکثی [...]