همیشه می گفتی این گیلاس هم سال توست .. تو که آمدی کاشتمش .. وما فواره را باز می کردیم و دور تو وحوض می پلکیدیم .. تا خیس آب شویم ..
گیلاس را در شانزده سالگی اش سر بریدند و حوضی باقی نمانده ..
من هستم .. خدا روشکر تو هم هستی .
چه آرزوی بیهوده [...]