حسن کچل که معرف حضورتون هست ، چهل گیس و آقا دیو رو هم که
میشناسین ؟؟ یه پادشاه هم بهشون اضافه کنید
می شه “نمایش شادی آور موسیقایی حسن و دیو راه باریک پشت کوه” کار “افشین هاشمی”… از همه خوبی ها و سبک اجرا و .. حرف هایم در مورد اجرا بگذریم ، میرسم به این که دیو ها هم دل دارند و عاشق می شوند .. دیو ها از ترساندن آدم ها بی زارن … چشمشان ضعیف است و ریتم و موسیقی می دانند ، بی قواره و مهربون هستن، ….
…………………..
اه …گند زدم .. اصلا بی خیال .. کلی زر زر قشنگ و جامع داشتم .. یه غلطی کردم ، حرفام یادم رفت .. اینجا هم عذر می خوام از اون خانوم . چی گفتم ؟؟! حالتون رو درک نکردم .. پوزش . حالم خوب نیست اما داد نمی زنم .. آبی می شم .. آبی تر ..
سلام
نکه دیوها از ترساندن آدم ها بی زارن باشند یا بی قواره و مهربون باشن، بلکه خشم دیوها با این موسقی فرو نشست وبا این چشمان ضعیف شان دیگر ادم هارا ندید تا بی آزارنشان….
پاراگراف دوم هم مشکل خودته می خواستی…..
راستی فک کنم من اول شدم
خوب به این جوجه هم دون بدین برزگشه تا انقد به دیوتون گیر نده!!
حالا دون کجاست؟
تو چته ؟ از كي عذرخواهي ميكني ؟
چي دوست داري بنويسم كه جديد باشه ؟
هيچي جديد نيست !
همه چيز رو قبل از ما گفتن و رفتن …..
به به حاج خانوم!
بابا این دیگه پرسدن داره؟
خب معلومه خود حسن کچل ترسناکه
سلام چقدر قشنگتر شدن نوشته هات.حس جاری بودن و توش میشه دید. جوجه کُپُلیِ جوجه پشمالو کرک و پر شده .واسه همین دیگه خودش هم حال نداره دون بخوره.این نوشته های شما یه کمی سر حال آوردش.راستی سیب حسن کچل خوشمزه بود بالاخره یا نه؟
تنهایی ام را به جشن می نشینم
بغض زمینی ام می شکند
برای تمام دقیقه های غریب
ساعت های مات
وسال های بیهوده.
دوست عزیز
ممنون از اینکه سر زدی
اگه اين چهل گيسو و حسن كچل با هم ازدواج كنن نسل حسن كچل از كچلي نجات پيدا مي كنه
شما اصلاً خودشو ناراحت نکن
خواهش ميكنم !
“… و انتظارکودک يخ فروش
که نگاه محزونش
قطره ها را می شمارد,
و با لبخندی دروغین به خود می گويد:
امروز تمامی يخ هايم را خواهم فروخت.”
“امید” برگی دیگر از کهنه دفتر “دلتنگ دلتنگی های آسمان”
ما هم مثه شما آبی هستیم
دیو داریم تا دیو ….
راستی این چهل گیس هنوز ازدواج نکرده ؟
سلام . من برخیشونو نمیشناختم
ممنون
سلام
من همیشه عاشق ظاهر بی قواره دیو ها بودم(هنوزم آدمایی که ظاهر دیوگونه ای دارند رو دوست دارم)این یعنی منم حالم بده؟
راستی آبی باش وقتی بهتر شدی آسمانی تر….
راستی توکا جان
من یه عذر خواهی بابت جواب ندادن به سوالت به شما بدهکارم.
معذرت…..
خوشحالیم بابت اول شدن در گذاشتن نظر برای پستت بود.
سلام توکا جان
کاش اینو پابلیش نکنی. راستش این روزها بس ناجوانمردانه مورد سواستفاده حسی در محیط کار قرار گرفتم.یه جورایی نابودم کردن که فقط یه حیات فیزیکی دارم. اینم که میام تووبلاگم می نویسم فقط یرای اینه که دارم خفه میشم! مگر نه اصلا تمرکزی ندارم که بخوام مطالب دوستام رو بخونم و نظری بدم. خیلی درب و داغونم. انگار پلنگ صورتی هم منهدم کرده وبلاگش. خبری ازش داری. توکا جان باز هم شرمنده به خاطر بی معرفتیم.
حسن کچل رفت خواستگاری چهل گیس ولی چون حسن کچل قصه ما ویلا تو شمال نداشت و ماشین زیر پاش پیکان سفید بود به جای بی ام و ، و حسن مویی که کاشته بود خوب پیوند نخورده بود چهل گیس جواب رد داد بهش!
هاه؟!
سلام
صد بار پرسیدم کجا چیکار می کنی جوابم ندادی
حالا میگی کجایم.
حالا کی گفت عمومی بنویس . خصوصی بگو.
از بس از خودت نمی گی من تا چند وقت پیش نم یدونستم تو مردی یا زنی. الانشم مشکوکم
اگه خر نبودم عاشق نمی شدن !!
چه فایده؟
اخرش همیشه شیشه ی عمرشونو می شکنن!